السيد جعفر السجادي

86

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

اشتراك معنوى است و نه لفظى يعنى معنى خاصى در همه اشيا هست كه در آن معنى مشتركند و اين لفظ بر مصاديق وجود كه در وجوديت مشتركند اطلاق مىشود . و مىگويد همه اشيا حتى رابطهء در قضايا و احكام نوعى از وجودند و آن اشيا در تمام احكام با اختلاف در موضوعات و محمول در يك معنى مشتركند و وجود بر آن‌ها اطلاق مىشود . وى گويد موجودات خاصه در شدت و ضعف و نقص و كمال و اوليّت و آخريّت مختلف‌اند پاره‌اى شديد و پاره‌اى اشد ، پاره‌اى ناقص و پاره‌اى كامل و پاره‌اى اشدّ و اكمل و ائم‌اند و يك وجود است مراتب دارد . پس وجود عام بديهى يك اعتبار عقلى است و به هيچ وجه مقوم افرادش نيست و يك امر ذهنى است « 1 » نه جنس است و نه فصل است و نه نوع براى افراد ، بلكه يك امر اعتبارى است و منشأ اعتبار و انتزاع آن وجودات خاصه است كه حقايق اشياء وجودات خاصهء آن‌ها است در رأس قاعدهء وجودات خاصّه وجود خاص است اقوى و اشد و اكمل از همهء وجودات و آن ذات خداست و مراتب ديگر وجودات خاصهء فيض ، آن مرتبهء اقوى و اكمل است . از اين رو مىگويد تخصص هر وجودى يا به نفس حقيقت وجود است يا به مرتبه‌اى از تقدم و تأخر و شدّت و ضعف يا به نفس موضوعش مىباشد . تخصص وجود به نفس حقيقت تامّه واجبى و به مراتب آن در تقدم و تأخر و شدّت و ضعف و غنى و فقر يك نوع تخصص به شؤون ذاتى وجود است . به اعتبار نفس حقيقت بسيط خود و اما تخصص وجود به موضوع و موضوعات يعنى ماهيات متصف به آن در اعتبار عقل است و نه به اعتبار شؤون ذاتى آن و به عبارت ديگر موجودات متكثره هر كدام وجودى دارند و ماهيتى و بديهى است كه موجودات داراى مراتب مختلف‌اند . پاره‌اى قوى ، پاره‌اى اقوى ، پاره‌اى ضعيف ، پاره‌اى اضعف ، پاره‌اى تام و پارهء ناقص ، پاره‌اى اتّم و پاره‌اى انقص و اين امرى است ثابت و مسلّم . ملا صدرا گويد وجود در تمام اين مراتب يكى است در وجوديت نهايت مراتب دارد وجود ناقص ، وجود انقص وجود كامل ، وجود اكمل ، وجود شديد ، وجود اشدّ ، وجود ضعيف و وجود اضعف در همه مراتب وجود ثابت است لكن مراتب دارد هم كامل وجود است و هم اكمل ، هم ناقص وجود است و هم انقص مانند نور ، كه نور كم ، نور است و نور زياد هم نور است و موضوعات بين ماهيات چيزى جز حدود مراتب وجود نيست . ملا صدرا گويد جميع موجودات امكانيه و هستىهاى ارتباطى تعلقى ، اعتبارات و شؤون وجود واجب و شعاع‌هاى نور قيّومىاند و به حسب هويت استقلال ندارند و صرف تعلق به وجود واجب‌اند پس روشن شد كه مفهوم وجود كه خود اعتبار ذهنى است افرادى و مصاديقى دارد در خارج و در حقيقت افراد خارجى آن يك فرد است كه مراتب دارد يك مرتبهء آن‌كه قائم به ذات است و مرتبهء اشد و اكل و اتم است ذات حق است و مراتب ديگر ، فيض آن مرتبه‌اند و در عين حال نظر به ذات آن مراتب كه هويات وجوديه را تشكيل مىدهند . هويات بسيطه‌اند و متقوم از جنس و فصل نمىباشند و مغايرت ماهيت با وجود اتصاف آن به وجود يك

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 36 .